قدیمها تو خونهها کرسی بود؟ منقل و زغال بود؟ اون موقعها فرشهای ماشینی مثل الان نبود که بری راحت بخری. فرشها دستباف بود، هنر دست بود، خیلی هم قیمت داشت. برای مردم حکم سرمایه رو داشت.
حالا فرض کنید دور هم نشستن، یهو یه تیکه زغالِ سرخ و داغ از روی منقل میپرید بیرون و میافتاد روی این فرش گرونقیمت.
خدایی نکرده اگر این اتفاق میافتاد، چیکار میکردن؟
آیا وایمیستادن نگاه کنن؟ یا همون لحظه مینشستن دنبال مقصر بگردن؟ نه!
طرف بلافاصله، حتی اگه انبر دم دستش نبود، با دستِ خالی اون زغال رو برمیداشت و پرت میکرد اونور که فرش نسوزه.
شاید دستش یه ذره میسوخت، شاید تاول میزد و دردش میومد، اما میگفت:«مهم نیست! دستم خوب میشه، اما اگه این فرش بسوزه دیگه درست نمیشه، حیفه!» همه هم میگفتن دمت گرم، عقلت رسید مالت رو نجات دادی.
خدا یه چیزی به من و شما داده که قیمتش از هزار تا قالی ابریشم و طلا هم بالاتره.
اونم «دله».
حالا تو زندگی پیش میاد دیگه… یه نفر پیدا میشه یه حرفِ بدی به ما میزنه، یه تهمتی میزنه، یا دلمون رو میشکونه. این حرفِ بد، دقیقاً مثل همون «زغال داغه» که افتاده وسطِ فرشِ دلِ ما.
ما چیکار میکنیم؟
خیلی وقتها اشتباه میکنیم! اون حرف بد رو نگه میداریم. هی بهش فکر میکنیم. صبح تا شب حرص میخوریم که «فلانی چرا این حرفو زد؟». با این کار داریم چیکار میکنیم؟ داریم اجازه میدیم اون زغال، فرشِ دلمون رو بسوزونه. کینه، نفرت،اینا دلمون رو سیاه میکنه.
خب راه درست چیه؟
راه درست همونیه که برای فرش انجام دادیم. باید هر چه سریعتر این آتیش رو از دلمون بندازیم بیرون.
امام سجاد (علیهالسلام) یه راهکار خیلی قشنگ بهمون یاد داده. تو یکی از دعاهاشون خیلی ساده و عجیب با خدا حرف میزنن.
میفرمایند:
«خدایا! هر کس به من بدی کرده، آبرویم را برده یا حقی از من ضایع کرده، چه زنده باشد و چه مرده، او را ببخش و بیامرز؛ و این گذشتِ من را برایم بهترین صدقه و عبادت حساب کن..»1
ببینید چقدر قشنگه! امام معصوم میگه برای دشمنت دعا کن.
وقتی برای کسی که بدی کرده دعا میکنی، انگار آب ریختی رو آتیش. دلت خنک میشه. دیگه کینه توش نمیمونه.
شاید بگید: «آخه سخته! زورم میاد ببخشمش!»
درست میگید، سخته. مثل همون دست زدن به زغال داغ میمونه، آدم یه لحظه دردش میاد، به غرورش برمیخوره. اما میارزه! میارزه که اون یه لحظه درد رو تحمل کنی و طرف رو ببخشی، تا دلت سالم بمونه. نذاری دلت سیاه بشه.
پس بیاید با خودمون عهد ببندیم.اگر کسی حرفی زد یا کاری کرد و تو دلمون آتیش انداخت، نذاریم این آتیش تو دلمون بمونه. همون لحظه بگیم:
«خدایا! من به خاطر تو و به خاطرِ آرامشِ دلِ خودم بخشیدمش.»
اینجوری دلمون همیشه مثل همون فرش ابریشمی، تروتمیز و باارزش میمونه.
خدا به دلهامون آرامش بده، یا علی مدد.
- فراز 2 از دعای 39 ( دعا برای بخشش کسانی که به ما ظلم کردهاند )
اللَّهُمَّ وَ أَيُّمَا عَبْدٍ نَالَ مِنِّي مَا حَظَرْتَ عَلَيْهِ ، وَ انْتَهَكَ مِنِّي مَا حَجَزْتَ عَلَيْهِ ، فَمَضَى بِظُلَامَتِي مَيِّتاً ، أَوْ حَصَلَتْ لِي قِبَلَهُ حَيّاً فَاغْفِرْ لَهُ مَا أَلَمَّ بِهِ مِنِّي ، وَ اعْفُ لَهُ عَمَّا أَدْبَرَ بِهِ عَنِّي ، وَ لَا تَقِفْهُ عَلَى مَا عَنْهُمْ فِيَّ ، وَ لَا تَكْشِفْهُ عَمَّا اكْتَسَبَ بِي ، وَ اجْعَلْ مَا سَمَحْتُ بِهِ مِنَ الْعَفْوِ ارْتَكَبَ ، وَ تَبَرَّعْتُ بِهِ مِنَ الصَّدَقَةِ عَلَيْهِمْ أَزْكَي صَدَقَاتِ الْمُتَصَدِّقِينَ ، وَ أَعْلَي صِلَاتِ الْمُتَقَرِّبِينَ
ترجمه
خدایا! هر بندهای نسبت به من مرتکب کاری شده که آن کار را بر او حرام کردی؛ یا پردۀ حرمت مرا که دریدنش را بر او ممنوع کردی، دریده؛ پس زیر بار ستمی که بر من داشته مرده؛ یا در حالی که هنوز زنده است، حقّی از من برعهدۀ او ثابت است؛ پس او را نسبت به ستمی که بر من روا داشته بیامرز و در رابطۀ با حقّی که از من پایمال کرده از او گذشت کن و دربارۀ آنچه با من کرده او را دنبال نکن و به خاطر گناهانی که با ستم بر من مرتکب شده رسوایش نساز و این عفو و گذشتم را از آنان و چشمپوشی و کار نیکی که بدون چشمداشت نسبت به آنان انجام دادم، از پرفایدهترین صدقات صدقه دهندگان و بالاترین عطاهای مقرّبین پیشگاهت، قرار ده. ↩︎