(تحلیل پارادوکس صلح و عزت در مکتب اهلبیت)
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین…
۱. مقدمه: پزشک خشن یا مهربان؟ (ایجاد ابهام)
فرض کنید انگشت دست کسی دچار سیاه شدگی و عفونت شدید (قانقاریا) شده. اگر این بیمار پیش دکتری برود و دکتر بگوید: «من خیلی آدم صلحطلب و مهربانی هستم، دلم نمیآید چاقو به بدن تو بزنم، بیا با همین عفونت صلح کنیم!» شما درباره این پزشک چه فکری میکنید؟ آیا او مهربان است؟
نه! او دارد بیمار را میکشد. صلح با عفونت، یعنی مرگ کل بدن. آنجا پزشکی واقعاً دلسوز است که چاقو را بردارد، درد و خونریزیِ جراحی (جنگ با بیماری) را به جان بخرد تا «حیات» بیمار حفظ شود.
امروز میخواهیم درباره یک مفهوم خطرناک صحبت کنیم که خیلیها را فریب داده: «صلح به هر قیمتی».
آیا در منطق اهلبیت (ع) همیشه صلح خوب است؟ یا جایی هست که جنگیدن، عینِ عقلانیت و سودمندی است؟
۲. بدنه بحث: منطق امیرالمؤمنین (ع)
ما در کلمات امیرالمؤمنین (ع) جملهای داریم که شاید در نگاه اول عجیب باشد. حضرت میفرمایند: «چه بسیار جنگی که از صلح پرفایدهتر است!» [۱].
چطور میشود جنگ پرفایده باشد؟ مگر جنگ خرابی ندارد؟
بله دارد؛ اما نکته اینجاست: هزینهی «سازشِ ذلیلانه» هزار برابر بیشتر از هزینهی «چالشِ عزتمندانه» است.
اسلام دین جنگطلبی نیست. دین خونریزی نیست. استراتژی شیعه بر دو پایه استوار است که مولا علی (ع) به امام حسن (ع) یاد دادند:
- پایه اول: هیچوقت تو شروع کننده دعوا نباش. هیچوقت تو کسی را به مبارزه دعوت نکن [۲]. ما لاتِ بیسر و پا نیستیم که دنبال شر بگردیم.
- پایه دوم: اما… اگر کسی تو را به مبارزه دعوت کرد، اگر جنگی به تو تحمیل شد، حق نداری عقبنشینی کنی. باید محکم پاسخ بدهی [۳]. چرا؟ چون کسی که تجاوز را شروع کرده باطل است و اگر تو محکم نباشی، او جریتر میشود.
۳. گرهگشایی: فرمولِ عزت (داستان کربلا)
مشکل اصلی ما آدمها چیست؟ «عافیتطلبی».
دوست داریم همهچیز آرام باشد، حتی اگر به قیمت ذلت باشد. دشمن دقیقا روی همین نقطه ضعف دست میگذارد.
روز عاشورا دشمن آمد به امام حسین (ع) چه پیشنهادی داد؟ پیشنهادِ «صلح». گفتند حسین جان! بیا بیعت کن، امضا کن، زنده بمان و برو زندگیات را بکن. ظاهرش خیلی شیک بود. امنیت در برابر امضا.
اما امام حسین (ع) یک جمله تاریخی گفتند که تکلیف ما را تا ابد روشن کرد. فرمودند: این حرامزاده، مرا بین دو چیز مخیر کرده: بین «شمشیر» (جنگ) و «ذلت» (صلح ننگین).
انتخاب پسر فاطمه چه بود؟
فریاد زد: «هَيهاتَ مِنّا الذِلَّةُ» [۴].
امام فرمود: خدا و رسولش و دامنهای پاک مادران ما اجازه نمیدهند که ما «اطاعت از فرومایگان» را بر «مرگ شرافتمندانه» ترجیح دهیم [۵].
پس فرمول این است: صلحی که عزت تو را بگیرد، مقدمه نابودی توست. اگر امروز جلوی زورگو کوتاه آمدی تا دعوا نشود، فردا باید بقیه زندگیت را هم به او بدهی.
۴. راهکار عملی: آمادهباش همیشگی
حالا سوال امروز این است: «حاج آقا! یعنی ما همیشه باید در حال دعوا باشیم؟»
نه عزیز دلم. حرف این است که باید همیشه «آماده» باشی تا کسی جرأت نکند با تو دعوا کند.
امام علی (ع) میفرمایند: پیروز میدان کسی است که قبل از اینکه درگیری پیش بیاید، ابزارش را آماده کرده باشد (اُهبَت و عُدَّت) [۶].
قوی شدن، شرطِ صلحِ پایدار است.
و یک نکته مهم دیگر: نترسید!
ترس، برادر مرگ است. پیامبر اکرم (ص) فرمودند: کسی که در خودش احساس ترس و بزدلی میکند، حق ندارد جلو بیاید و فرماندهی کند [۷]. اگر میترسی، برو کنار، ابزارت را بده به یک آدم شجاع تا او بجنگد. صف فرماندهان و سردمداران اسلام جای ترسوها نیست.
۵. روضه و توسل (اتصال به عاشورا)
دلها را ببریم کربلا…
آنجایی که این منطقِ «هیهات منا الذلة» به اوج خودش رسید.
همه یاران رفتهاند. حسین بن علی (ع) تنهاست. دشمن حلقه محاصره را تنگ کرده.
شاید کسی بگوید آقا جان! حالا که تنها شدی، یک بله بگو و تمامش کن…
اما اباعبدالله ایستاد. ایستاد تا به من و تو یاد بدهد که سر دادن برِ نی، بهتر از سر فرود آوردن برابر ظلم است.
بدن ارباب ما پر از زخم شد، تکه تکه شد، اما روحش حتی یک خراشِ ذلت برنداشت.
وسلام علیکم و رحمة الله و برکاته
پینوشتها (منابع و مستندات برای خطیب):
[۱] امام علی (ع): «رُبَّ حَربٍ أعْوَدُ مِن سِلْمٍ.» (غرر الحکم: حدیث ۵۳۲۰)
ترجمه: چه بسا جنگی که سودمندتر از صلح است.
[۲] امام علی (ع) به امام حسن (ع): «لا تَدْعُوَنَّ إلى مُبارَزَةٍ…» (نهج البلاغة: حکمت ۲۳۳)
ترجمه: هرگز کسی را به مبارزه دعوت نکن (آغازگر جنگ نباش).
[۳] ادامه حدیث قبل: «… و إنْ دُعِيتَ إلَيها فأجِبْ ؛ فإنَّ الدّاعي إلَيها باغٍ ، و الباغي مَصروعٌ.» (همان)
ترجمه: اما اگر به مبارزه فراخوانده شدی، بپذیر و پاسخ بده؛ زیرا آغازگر تجاوزگر است و تجاوزگر شکست خورده است.
[۴] امام حسین (ع): «ألا وَإنَّ الدَّعيَّ ابنَ الدَّعيِّ قَد رَكَّزَ بَينَ اثنَتينِ بَينَ السُلَّهِ وَالذِلَّةِ وَهَيهاتَ مِنّا الذِلَّةُ…» (تحف العقول، ص ۲۴۱ / لهوف، ص ۹۷)
ترجمه: آگاه باشید که زنازاده پسر زنازاده (ابن زیاد) مرا بین دو چیز مخیر کرده: بین شمشیر (کشته شدن) و ذلت، و هیهات که ما تن به ذلت دهیم.
[۵] ادامه حدیث قبل: «… يَأبى اللّه ُ ذلك لَنا وَرَسولُهُ وَالمُؤمِنونَ وَحُجورٌ طابَت وَطَهُرَت… مِن أن تُؤثِرَ طاعَةَ اللِئامِ عَلى مَصارِعِ الكِرامِ.» (همان)
ترجمه: خدا و رسولش و مؤمنان و دامنهای پاک (مادرانمان) نمیپذیرند که ما اطاعت از فرومایگان را بر قتلگاه کریمان ترجیح دهیم.
[۶] برداشت از کلام امام حسین (ع): «… فمَن أخَذَ لَها اُهْبَتَها ، و اسْتَعدَّ لَها عُدَّتَها… فذاكَ صاحِبُها…» (شرح نهج البلاغة ابن ابی الحدید: ج۳، ص۱۸۶)
ترجمه: پس کسی که آمادگی جنگ را داشته باشد و ساز و برگ آن را فراهم کرده باشد… او مرد میدان است.
[۷] پیامبر اکرم (ص): «مَن أحَسَّ مِن نَفسِهِ جُبنا فَلا يَغزُ.» (دعائم الإسلام: ج ۱ ص ۳۴۲)
ترجمه: هرکس در خود احساس ترس و بزدلی کرد، به جنگ نرود (فرماندهی نکند).